X
تبلیغات
متن
ابوالقاسم کریمی
صلح طلب/طرفدارآشتی ملی/بیش فعال مستقل محیط زیست/کنشگراجتماعی/شاعر/نویسنده/طرفدارفرضیه گایا/فرزندزمین

1 الإمام عليّ عليه السلام :لا يَكُن حُبُّكَ كَلَفا ، ولا بُغضُكَ تَلَفا ؛ أحبِب حَبيبَكَ هَونا ما ، وأَبغِض بَغيضكَ هَونا ما . امام على عليه السلام : نه دوست داشتنت ، سودايى باشد ، نه دشمنى ات ، نابود كننده ؛ بلكه دوست خود را در حدّ اعتدال، دوست بدار و دشمنت را در حدّ اعتدال، دشمن بدار

 

2 عنه عليه السلام :سِياسَةُ العَدلِ ثَلاثٌ : لينٌ في حَزمٍ ، واستِقصاءٌ في عَدلٍ ، وإفضالٌ في قَصدٍ . امام على عليه السلام : سياست عادلانه ، سه چيز است : نرمى در دورانديشى ، به نهايت رساندن عدالت ، و احسانِ به اعتدال

 

3 عنه صلى الله عليه و آله :ما مِن نَفَقَةٍ أحَبُّ إلَى اللّهِ عز و جل مِن نَفَقَةِ قَصدٍ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ هزينه كردنى ، در نزد خدا محبوب تر از هزينه كردن به اعتدال نيست .

 

4 عنه عليه السلام :كَفى بالمَرءِ كَيسا أن يَقتَصِدَ في مَآرِبِهِ و يُجمِلَ في مَطالِبِهِ . امام على عليه السلام : آدمى را همين زيركى بس، كه در نيازهاى خود ميانه روى كند و درخواسته هايش راه اعتدال پيش گيرد.

 

5 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :كونوا عِبادَ اللّهِ إخوانا ؛ لا تَعادَوا ولا تَباغَضوا ، سَدِّدوا وقارِبوا وأَبشِروا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى بندگان خدا! با هم برادر باشيد و از دشمنى و كين ورزى به يكديگر بپرهيزيد ، درستْ عمل كنيد و راه اعتدال را بپوييد و خوش حال [و اميدوار ]باشيد

 

6 الإمام الرضا عليه السلام :إذا وَلِيَ الظّالِمُ الظّالِمَ فَقَدِ انتَصَفَ الحَقُّ ، وإذا وَلِيَ العادِلُ العادِلَ فَقَدِ اعتَدَلَ الحَقُّ ، وإذا وَلِيَ العادِلُ الظّالِمَ فَقَدِ استَراحَ الحَقُّ ، وإذا وَلِيَ العَبدُ الحُرَّ فَقَدِ استُرِقَّ الحَقُّ. امام رضا عليه السلام : هر گاه ستمگر بر ستمگر حاكم شود ، دادِ حق ستانده مى شود. هر گاه دادگر بر دادگر حاكم شود ، حق اعتدال مى يابد . هر گاه دادگر بر ستمگر حاكم شود ، حق مى آسايد . هر گاه بنده بر آزاد حاكم شود ، حق به بردگى گرفته مى شود

 

7 عنه عليه السلام :الفَضائلُ أربَعةُ أجْناسٍ ، أحَدها : الحِكمَةُ و قِوامُها في الفِكْرَةِ ، و الثّاني : العِفَّةُ و قِوامُها في الشّهْوَةِ ، و الثّالثُ : القُوَّةُ و قِوامُها في الغَضَبِ ، و الرّابعُ : العَدلُ و قِوامُهُ في اعْتِدالِ قُوى النَّفْسِ . امام على عليه السلام : فضايل بر چهار گونه اند: اوّل : حكمت كه جانمايه آن در فكر و انديشه است ؛ دوم : عفّت كه شالوده آن شهوت است ؛ سوم : قدرت و توانايى كه اساس آن خشم است و چهارم : عدالت كه ريشه آن، اعتدال هواى نفْس است

 

8 عنه صلى الله عليه و آله :الدُّنيا دُوَلٌ ، فَاطلُب حَظَّكَ مِنها بِأَجمَلِ الطَّلَبِ حَتّى تَأتِيَكَ دَولَتُكَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دنيا دست به دست مى گردد ؛ پس بهره خود را با معتدل ترين تلاش از آن برگير تا باز نوبت تو رسد

 

9 رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ في قولِهِ تَعالى : «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطا» ـ : عَدْلاً . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در بيان آيه «و اين چنين شما را امّتى ميانه گردانيديم» ـ فرمود : يعنى معتدل

 

10 عنه عليه السلام :عَلَيكُم بِأَوساطِ الاُمورِ ؛ فَإِنَّهُ إلَيها يَرجِعُ الغالي ، وبِها يَلحَقُ التّالي . امام على عليه السلام : بر شما باد كارهاى ميانه (معتدل)، كه افراطكار به آن برمى گردد و وامانده به آن مى رسد

 

11 عنه عليه السلام :إذا أحَبَّ اللّهُ عَبدا رَزَقَهُ قَلبا سَليما و خُلْقا قَويما . امام على عليه السلام : هرگاه خداوند بنده اى را دوست داشته باشد، قلبى سليم و خويى خوش و معتدل به او روزى فرمايد

 

12 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إذا أرادَ اللّهُ بِأَهلِ بَيتٍ خَيرا فَقَّهَهُم فِي الدّينِ ، ورَزَقَهُمُ الرِّفقَ في مَعايِشِهِم ، وَالقَصدَ في شَأنِهِم ، ووَقَّرَ صَغيرُهُم كَبيرَهُم . وإذا أرادَ بِهِم غَيرَ ذلِكَ تَرَكَهُم هَمَلاً . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه خداوند براى خانواده اى خيرى بخواهد ، آنان را در دين ، فقيه و آگاه مى گردانَد ، و ملايمت [ و معتدل بودن ] در معيشت و ميانه روى در كارهاشان را روزىِ آنان مى كند ، و كوچك آنها به بزرگشان احترام مى نهد ، و اگر براى خانواده اى ، غير از آن بخواهد ، ايشان را به حال خود ، رها مى كند

 

13 الإمامُ عليٌّ عليه السلام :أحبِبْ حَبيبَكَ هَونا ما فعَسى أن يَكونَ بَغيضَكَ يَوما ما ، و أبغِضْ بَغيضَكَ هَونا ما فعَسى أن يَكونَ حَبيبَكَ يَوما ما . امام على عليه السلام : دوستت را در حدّ معتدل دوست بدار؛ زيرا ممكن است روزى دشمن تو شود و دشمنت را در حدّ ميانه دشمن بدار؛ زيرا شايد كه روزى دوست تو شود

 

14 رسول اللّه صلى الله عليه و آله :عَلَيكُم بِالِاقتِصادِ ؛ فَمَا افتَقَرَ قَومٌ قَطُّ اقتَصَدوا . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر شما باد ميانه روى ؛ كه هيچ گروه ميانه روى فقير نشد

 

15 عنه صلى الله عليه و آله :رُحَماءُ اُمَّتِي أوساطُها . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مهربانان امّت من، همان ميانه روهاى آنها هستند

 

16 عنه عليه السلام :كَفى بِالمَرءِ عَقلاً أن يُجمِلَ في مَطالِبِهِ . امام على عليه السلام : در خردمندىِ انسان همين بس كه در خواسته هايش ميانه رو باشد

 

17 عنه صلى الله عليه و آله :ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه ميانه رو باشد ، نيازمند نگردد

 

18 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :إنَّ القَصدَ أمرٌ يُحِبُّهُ اللّهُ عز و جل . امام صادق عليه السلام : خداوند عز و جل، ميانه روى را دوست دارد

 

19 الإمام عليّ عليه السلام :الِاقتِصادُ نِصفُ المَؤونَةِ . امام على عليه السلام : ميانه روى ، نيمِ توشه زندگى است

 

20 عنه عليه السلام :كُلُّ ما زادَ عَلَى الاِقتِصادِ إسرافٌ. امام على عليه السلام : هر چه فراتر از ميانه روى باشد ، اسراف است

 

21 الإمامُ الكاظمُ عليه السلام :خَيرُ الاُمورِ أوْسَطُها . امام كاظم عليه السلام : بهترين كارها، ميانه و معتدلترين آنهاست

 

22 الإمام عليّ عليه السلام :العَقلُ أنَّكَ تَقتَصِدُ فَلا تُسرِفُ ، وتَعِدُ فَلا تُخلِفُ ، وإذا غَضِبتَ حَلُمتَ. امام على عليه السلام : خردمندى ، اين است كه : ميانه روى كنى و اسراف نكنى ؛ وعده بدهى و خُلف وعده نكنى ؛ و چون خشمگين شدى ، بردبار باشى

 

23 عنه عليه السلام :إذا أرادَ اللّهُ بِعَبدٍ خَيرا ألهَمَهُ الاِقتِصادَ وحُسنَ التَّدبيرِ ، وجَنَّبَهُ سوءَ التَّدبيرِ وَالإِسرافَ . امام على عليه السلام : هر گاه خداوند براى بنده اى خير بخواهد ، ميانه روى و درست انديشى را به وى الهام فرمايد و از نادرست انديشى و اسراف كارى دورش دارد

 

24 لقما ن عليه السلام :لقما ن عليه السلام : إنَّ أخلاقَ الحَكيمِ عَشرَةُ خِصالٍ : الوَرَعُ ، والعَدلُ ، والفِقهُ ، والعَفوُ ، والإِحسانُ ، والتَّيَقُّظُ ، والتَّحَفُّظُ ، والتَّذَكُّرُ ، والحَذَرُ ، وحُسنُ الخُلُقِ ، والقَصدُ . لقمان حكيم : حكيم ده خصلت دارد : پارسايى ، عدل ، فهم ، گذشت ، نيكى ، بيدارى ، خود نگهدارى ، تذكر ، هشيارى ، نيك خويى و ميانه روى

 

25 عنه عليه السلام :سِياسَةُ العَدلِ ثلاثٌ : لِينٌ في حَزمٍ ، و استِقصاءٌ في عَدلٍ ، و إفضالٌ في قَصدٍ . امام على عليه السلام : سياستِ عادلانه به سه چيز است : مدارا توأم با دورانديشى ، و استيفاى حقوق همراه با عدالت ، و احسان و بخشش همراه با ميانه روى

 

 

گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

چهارشنبه - ۱ اسفند ۱۳۹۷


برچسب‌ها: <-TagName->


ارسال توسط ابوالقاسم کریمی

ستايش خداوند گران سنگ ترين چيز است، و برترين گنجى است كه ارزش ذخيره شدن دارد.

 

خدا پيامبر اسلام را زمانى فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته هاى دين پاره شده و ستون هاى ايمان و يقين ناپايدار بود. در اصول دين اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود، راه رهايى دشوار و پناهگاهى وجود نداشت، چراغ هدايت بى نور، و كور دلى همگان را فرا گرفته بود. خداى رحمان معصيت مى شد و شيطان يارى مى گرديد، ايمان بدون ياور مانده و ستون هاى آن ويران گرديده و نشانه هاى آن انكار شده، راه هاى آن ويران و جاده هاى آن كهنه و فراموش گرديده بود. مردم جاهلى شيطان را اطاعت مى كردند و به راه هاى او مى رفتند و در آبشخور شيطان سيراب مى شدند. با دست مردم جاهليت، نشانه هاى شيطان، آشكار و پرچم او بر افراشته گرديد. فتنه ها، مردم را لگد مال كرده و با سم هاى محكم خود نابودشان كرده و پا بر جا ايستاده بود. امّا مردم حيران و سرگردان، بى خبر و فريب خورده، در كنار بهترين خانه (كعبه) و بدترين همسايگان (بت پرستان) زندگى مى كردند. خواب آنها بيدارى، و سرمه چشم آنها اشك بود، در سرزمينى كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود...........((خدایا خودت به دادمون برس))

 

اى مردم، امواج فتنه ها را با كشتى هاى نجات درهم بشكنيد، و از راه اختلاف و پراكندگى بپرهيزيد، و تاج هاى فخر و برترى جويى را بر زمين نهيد، رستگار شد آن كس كه با ياران به پاخاست، يا كناره گيرى نمود و مردم را آسوده گذاشت

 

اگر كوه ها از جاى كنده شوند تو ثابت و استوار باش

 

دين شما دو رويى، و آب آشاميدنى شما شور و ناگوار است. كسى كه ميان شما زندگى كند به كيفر گناهش گرفتار مى شود، و آن كس كه از شما دورى گزيند مشمول آمرزش پروردگار مى گردد

 

به خدا سوگند، بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلى آن باز مى گردانم، گر چه با آن ازدواج كرده، يا كنيزانى خريده باشند، زيرا در عدالت گشايش براى عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمّل ستم براى او سخت تر است

 

حقّ و باطل هميشه در پيكارند، و براى هر كدام طرفدارانى است، اگر باطل پيروز شود، جاى شگفتى نيست، از دير باز چنين بوده، و اگر طرفداران حق اندكند، چه بسا روزى فراوان گردند و پيروز شوند، امّا كمتر اتّفاق مى افتد كه چيز رفته باز گردد

 

دشمن ترين آفريده ها نزد خدا دو نفرند: مردى كه خدا او را به حال خود گذاشته، و از راه راست دور افتاده است، دل او شيفته بدعت است و مردم را گمراه كرده، به فتنه انگيزى مى كشاند و راه رستگارى گذشتگان را گم كرده و طرفداران خود و آيندگان را گمراه ساخته است. بار گناه ديگران را بر دوش كشيده و گرفتار زشتى هاى خود نيز مى باشد. و مردى كه مجهولاتى به هم بافته، و در ميان انسان هاى نادان امّت، جايگاهى پيدا كرده است، در تاريكى هاى فتنه فرو رفته، و از مشاهده صلح و صفا كور است. آدم نماها او را عالم ناميدند كه نيست، چيزى را بسيار جمع آورى مى كند كه اندك آن به از بسيار است، تا آن كه از آب گنديده سيراب شود، و دانش و اطّلاعات بيهوده فراهم آورد

 

در ميان مردم، با نام قاضى به داورى مى نشيند، و حلّ مشكلات ديگرى را به عهده مى گيرد، پس اگر مشكلى پيش آيد، با حرف هاى پوچ و تو خالى و رأى و نظر دروغين، آماده رفع آن مى شود. سپس اظهارات پوچ خود را باور مى كند، عنكبوتى را مى ماند كه در شبهات و بافته هاى تار خود چسبيده، نمى داند كه درست حكم كرده يا بر خطاست اگر بر صواب باشد مى ترسد كه خطا كرده، و اگر بر خطاست، اميد دارد كه رأى او درست باشد

 

دعوايى نسبت به يكى از احكام اجتماعى نزد عالمى مى برند كه با رأى خود حكمى صادر مى كند. پس همان دعوا را نزد ديگرى مى برند كه او درست بر خلاف رأى اوّلى حكم مى دهد. سپس همه قضات نزد رييس خود كه آنان را به قضاوت منصوب كرده، جمع مى گردند. او رأى همه را بر حق مى شمارد .در صورتى كه خدايشان يكى، پيغمبرشان يكى، و كتابشان يكى است، آيا خداى سبحان، آنها را به اختلاف، امر فرمود، كه اطاعت كردند يا آنها را از اختلاف پرهيز داد و معصيت خدا نمودند.
آيا خداى سبحان، دين ناقصى فرستاد و در تكميل آن از آنها استمداد كرده است آيا آنها شركاء خدايند كه هر چه مى خواهند در احكام دين بگويند و خدا رضايت دهد .آيا خداى سبحان، دين كاملى فرستاد پس پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ابلاغ آن كوتاهى ورزيد در حالى كه خداى سبحان مى فرمايد: «ما در قرآن چيزى را فروگذار نكرديم

 

قيامت پيش روى شما و مرگ در پشت سر، شما را مى راند. سبكبار شويد تا برسيد. همانا آنان كه رفتند در انتظار رسيدن شمايند.

.
.
.
.
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
25 خرداد1397


برچسب‌ها: <-TagName->


ارسال توسط ابوالقاسم کریمی

به نام خداوند رحمتگر مهربان
_


_بقره_


و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مى‏ گويند ما خود اصلاحگريم (۱۱


بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمى‏ فهمند (۱۲


و چون به آنان گفته شود همان گونه كه مردم ايمان آوردند شما هم ايمان بياوريد مى‏ گويند آيا همان گونه كه كم خردان ايمان آورده‏ اند ايمان بياوريم هشدار كه آنان همان كم‏خردانند ولى نمى‏ دانند (۱۳


و چون با كسانى كه ايمان آورده‏ اند برخورد كنند مى‏ گويند ايمان آورديم و چون با شيطانهاى خود خلوت كنند مى‏ گويند در حقيقت ما با شماييم ما فقط [آنان را] ريشخند مى ‏كنيم (۱۴


همين كسانند كه گمراهى را به [بهاى] هدايت‏ خريدند در نتيجه داد و ستدشان سود[ى به بار] نياورد و هدايت‏ يافته نبودند (۱۶


و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود میدانید كتمان نكنيد (۴۲


از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (۴۵


همان كسانى كه مى‏ دانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد و به سوى او باز خواهند گشت (۴۶


آرى كسى كه بدى به دست آورد و گناهش او را در ميان گيرد پس چنين كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود (۸۱


.....همين شما هستيد كه يكديگر را مى ‏كشيد و گروهى از خودتان را از ديارشان بيرون مى ‏رانيد و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به يكديگر كمك مى ‏كنيد.......(85


پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانه‏ ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد (۱۵۲


و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را (۱۵۵


كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى‏ گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏ گرديم (156


نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏ اند و آنان همان پرهيزگارانند (۱۷۷


و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند (۱۸۶


و در راه خدا انفاق كنيد و خود را با دست ‏خود به هلاكت ميفكنيد و نيكى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى دارد (۱۹۵


از تو مى ‏پرسند چه چيزى انفاق كنند [و به چه كسى بدهند] بگو هر مالى انفاق كنيد به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و به در راه‏مانده تعلق دارد و هر گونه نيكى كنيد البته خدا به آن داناست (۲۱۵


كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى ‏آورد و به سوى او بازگردانده مى ‏شويد (۲۴۵


در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست (۲۵۶


مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آن را) چند برابر مى ‏كند، و خداوند گشايشگر داناست‏. (۲۶۱


كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، سپس در پى آنچه انفاق كرده‏ اند، منّت و آزارى روا نمى دارند، پاداش آنان برايشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است‏، و بيمى بر آنان نيست و اندوهگين نمى ‏شوند. (۲۶۲


گفتارى پسنديده (در برابر نيازمندان‏) و گذشت (از اصرار و تندىِ آنان‏) بهتر از صدقه‏ اى است كه آزارى به دنبال آن باشد، و خداوند بى ‏نياز بردبار است‏. (۲۶۳


اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، صدقه ‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسى كه مالش را براى خودنمايى به مردم‏، انفاق مى ‏كند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارايى است كه بر روى آن‏، خاكى (نشسته‏) است‏، و رگبارى به آن رسيده و آن (سنگ‏) را سخت و صاف بر جاى نهاده است‏. آنان (=رياكاران‏) نيز از آنچه به دست آورده‏ اند، بهره‏ اى نمى ‏برند؛ و خداوند، گروه كافران را هدايت نمى ‏كند. (۲۶۴


شيطان شما را از تهيدستى بيم مى‏ دهد و شما را به زشتى وامى دارد؛ و(لى‏) خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏ دهد، و خداوند گشايشگر داناست‏. (۲۶۸


اگر صدقه ‏ها را آشكار كنيد، اين‏، كار خوبى است‏، و اگر آن را پنهان داريد و به مستمندان بدهيد، اين براى شما بهتر است‏؛ و بخشى از گناهانتان را مى‏ زدايد، و خداوند به آنچه انجام مى‏ دهيد آگاه است‏. (۲۷۱


كسانى كه ربا مى ‏خورند، (از گور) برنمى ‏خيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس‏، آشفته ‏سرش كرده است‏. اين بدان سبب است كه آنان گفتند: (داد و ستد صرفاً مانند رباست‏.) و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال‏، و ربا را حرام گردانيده است‏. پس‏، هر كس‏، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسيد، و (از رباخوارى‏) باز ايستاد، آنچه گذشته‏، از آنِ اوست‏، و كارش به خدا واگذار مى ‏شود، و كسانى كه (به رباخوارى‏) باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود. (۲۷۵


اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، از خدا پروا كنيد؛ و اگر مؤمنيد، آنچه از ربا باقى مانده است واگذاريد. (۲۷۸


اگر (چنين‏) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى‏، برخاسته‏ ايد؛ و اگر توبه كنيد، سرمايه ‏هاى شما از خودتان است‏. نه ستم مى ‏كنيد و نه ستم مى ‏بينيد. (۲۷۹


خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏ اش تكليف نمى ‏كند. آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زيان اوست. (286

 .

.

.

گردآوری:ابوالقاسم کریمی

25 اردیبهشت 1396


برچسب‌ها: <-TagName->


ارسال توسط ابوالقاسم کریمی

.

.

.

.
لطفا با دقت مطالعه شود

.

.

.

لغت‌نامه دهخدا
معنی کلمه ی خرد: [ خ ِ رَ ] (اِ) عقل . دریافت . ادراک تدبیر. فراست . هوش . دانش . زیرکی 
_
امام صادق:امام صادق عليه السلام : پشتيبان انسان ، خرد است . از خرد ، زيركى ، فهم ، خودْنگهدارى و دانش حاصل مى آيد . [ انسان ،] با خرد به كمال مى رسد و همو راهنما ، بيناكننده و كليد كارهاست .
_
عنه عليه السلام :لِسانُ العاقِلِ وَراءَ قَلبِهِ ، وقَلبُ الأَحمَقِ وَراءَ لِسانِهِ.
امام على عليه السلام : زبان خردمند ، در پسِ خرد اوست و خرد نادان ، در پسِ زبانش 
_
عنه عليه السلام :كُلُّ شَيءٍ يَحتاجُ إلَى العَقلِ ، وَالعَقلُ يَحتاجُ إلَى الأَدَبِ .
امام على عليه السلام : هر چيزى ، به خِرَد نياز دارد و خرد ، به ادب، نيازمند است
_
عنه عليه السلام :العَقلُ رائِدُ الرّوحِ وَالعِلمُ رائِدُ العَقلِ .
امام على عليه السلام : خرد راهنماى روح است و دانش راهنماى خرد 
_
عنه عليه السلام :العَقلُ شَرعٌ مِن داخِلٍ ، وَالشَّرعُ عَقلٌ مِن خارِجٍ.
امام على عليه السلام : خرد، شريعت درونى ، و شريعت، خرد بيرونى است 
_
عنه عليه السلام :بِعَقلِ الرَّسولِ وأدَبِهِ يُستَدَلُّ عَلى عَقلِ المُرسِلِ.
امام على عليه السلام : از خرد و ادبِ فرستاده، بر خرد فرستنده استدلال مى شود 
_
عنه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ شَيءٍ آلَةٌ و عُدَّةٌ و آلَةُ المُؤمِنِ و عُدَّتُهُ العَقلُ ، و لِكُلِّ شَيءٍ مَطِيَّةٌ و مَطِيَّةُ المَرءِ العَقلُ، و لِكُلِّ شَيءٍ غايَةٌ و غايَةُ العِبادَةِ العَقلُ، و لِكُلِّ قَومٍ راعٍ و راعي العابِدينَ العَقلُ، و لِكُلِّ تاجِرٍ بِضاعَةٌ و بِضاعَةُ المُجتَهِدينَ العَقلُ ، و لِكُلِّ خَرابٍ عِمارَةٌ و عِمارَةُ الآخِرَةِ العَقلُ ، و لِكُلِّ سَفْرٍ فُسطاطٌ يَلجَؤون إلَيهِ و فُسطاطُ المُسلِمينَ العَقلُ .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر چيزى براى خود ابزار و ساز و برگى دارد و ابزار و ساز و برگِ مؤمن خرد است؛ هر چيزى مَركَبى دارد و مركب انسان خرد است؛ هر چيزى هدف و غايتى دارد و هدف و غايت عبادت [رسيدن به] خرد است؛ هر گروهى سرپرستى دارد و سرپرستِ عابدان خرد است؛ هر بازرگانى كالايى دارد و كالاى كوشندگان خرد است؛ هر ويرانى اى را آبادانى اى است و آبادانىِ آخرت خرد است و هر گروه مسافرى براى خود خيمه اى دارند كه سر پناهشان است و خيمه مسلمانان خرد است
_
الإمام الحسن عليه السلام :بِالعَقلِ تُدرَكُ الدّارانِ جَميعًا ، ومَن حُرِمَ مِنَ العَقلِ حُرِمَهُما جَميعًا .
امام حسن عليه السلام : با خردْ دنيا و آخرت به دست آيد و آنكه از خرد محروم باشد ، از دنيا و آخرت محروم گردد 
_
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :إنَّ العَقلَ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ ، وَالنَّفسَ مِثلُ أخبَثِ الدَّوابِّ ، فَإِن لَم تُعقَل حارَت ، فَالعَقلُ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ .
پيامبر صلى الله عليه و آله : خرد، بازدارنده از نادانى است و نفس به سان پليدترين چهارپاست كه اگر مهار نگردد، سرگردان شود . پس خرد، مهار نادانى است 
_
الإمام عليّ عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ : العَقلُ لَم يَجنِ عَلى صاحِبِهِ قَطُّ ، وَالعِلمُ مِن غَيرِ عَقلٍ يَجني عَلى صاحِبِهِ .
امام على عليه السلام ـ در حكمتهاى منسوب به ايشان ـ : هيچ گاه خرد به صاحبش آسيب نمى زند ؛ ليكْ دانش بدون خرد ، به صاحبش آسيب مى رسان
_
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :اِستَرشِدُوا العَقلَ تَرشُدوا ، ولا تَعصوهُ فَتَندَموا .
پيامبر صلى الله عليه و آله : از خرد راهنمايى بگيريد تا به رشد برسيد، و نافرمانى خرد مكنيد كه پشيمان مى 
_
الإمام عليّ عليه السلام :الأَدَبُ صورَةُ العَقلِ ، فَحَسِّن عَقلَكَ كَيفَ شِئتَ .
امام على عليه السلام : ادب ، سيماى خِرَد است . پس خردِ خويش را آن گونه كه مى خواهى ، زيبا گردان 
_
عنه عليه السلام :إزراءُ الرَّجُلِ عَلى نَفسِهِ بُرهانُ رَزانَةِ عَقلِهِ و عُنوانُ وُفورِ فَضلِهِ، إعجابُ المَرءِ بِنَفسِهِ بُرهانُ نَقصِهِ و عُنوانُ ضَعفِ عَقلِهِ .
امام على عليه السلام : انتقاد كردن آدمى از خود، دليل استوارى خرد و نشانگر فراوانى فضل اوست . خودپسندى آدمى، دليل بر كمبود او و نشانه سستى خرد اوست
_
الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام :آدابُ العُلَماءِ زِيادَةٌ في العَقلِ ......... و كَفُّ الأذى مِن كَمالِ العَقلِ .
امام زين العابدين عليه السلام : همنشينى با دانشمندان موجب فزونى خرد است ......... و آزار نرساندن، از كمال خرد است
_
الإمام الصادق عليه السلام :مَوضِعُ العَقلِ الدِّماغُ ، ألا تَرى أنَّ الرَّجُلَ إذا كانَ قَليلَ العَقلِ قيلَ لَهُ : ما أخَفَّ دِماغَكَ ؟ !
امام صادق عليه السلام : جايگاه خرد ، مغز است . آيا نمى بينى به انسان كم خرد مى گويند : چقدر سبك مغزى؟
_
عنه عليه السلام :لِلإِنسانِ فَضيلَتانِ : عَقلٌ ومَنطِقٌ ، فَبِالعَقلِ يَستَفيدُ ، وبِالمَنطِقِ يُفيدُ .
امام على عليه السلام : آدمى دو فضيلت دارد : خرد و سخنورى ؛ با خرد مى آموزد و با سخنْ آموزش مى دهد 
_
رسول اللّه صلى الله عليه و آله :لِكُلِّ شَيءٍ دِعامَةٌ ودِعامَةُ المُؤمِنِ عَقلُهُ ، فَبِقَدرِ عَقلِهِ تَكونُ عِبادَتُهُ لِرَبِّهِ .
پيامبر صلى الله عليه و آله : هر چيزى پشتيبانى دارد و پشتيبان مؤمن ، خرد اوست ؛ لذا بندگى مؤمن براى پروردگارش به اندازه خرد اوست 
_
الإمام الحسن عليه السلام :بِالعَقلِ تُدرَكُ الدّارانِ جَميعًا ، ومَن حُرِمَ مِنَ العَقلِ حُرِمَهُما جَميعًا.
امام حسن عليه السلام : با خرد ، دنيا و آخرت به دست مى آيند و آن كه از خردْ محروم باشد ، از دنيا و آخرت محروم مى گردد 
_
عنه عليه السلام :بِالعَقلِ استُخرِجَ غَورُ الحِكمَةِ ، وبِالحِكمَةِ استُخرِجَ غَورُ العَقلِ .
امام على عليه السلام : با خرد ، ژرفاى حكمت و با حكمت ، ژرفاى خرد بيرون آورده مى شود 
_
عنه عليه السلام :أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ ، فَمَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ ، ومَن جَهِلَها ضَلَّ .
امام على عليه السلام : برترين خرد ، شناخت آدمى به خويش است . هركه خود را شناخت ، خرد ورزيد و هركه نشناخت گمراه شد 
_
الإمام عليّ عليه السلام :أصلُ الإِنسانِ لُبُّهُ ، وعَقلُهُ دينُهُ ، ومُرُوَّتُهُ حَيثُ يَجعَلُ نَفسَهُ.
امام على عليه السلام : بنياد آدمى ، خرد اوست ؛ آيين او به خرد اوست ؛ و جوان مردى هر كس ، به آن است كه خود را در كجا قرار دهد 
_
الإمام الصادق عليه السلام :لا يُفلِحُ مَن لا يَعقِلُ ، ولا يَعقِلُ مَن لا يَعلَمُ.
امام صادق عليه السلام : آن كه خرد نورزد، رستگار نمى گردد ، و آن كه چيزى نمى داند ، خرد نمى ورزد
_
عنه عليه السلام :عِندَ غُرورِ الأَطماعِ وَالآمالِ تَنخَدِعُ عُقولُ الجُهّالِ ، وتُختَبَرُ ألبابُ الرِّجالِ.
امام على عليه السلام : به هنگام فريبكارى آزها و آرزوها ، خردِ نادان ، فريب مى خورد و خرد مردان ، سنجيده مى شود _
الإمام الصادق عليه السلام :دِعامَةُ الإِنسانِ العَقلُ ، وَالعَقلُ مِنهُ الفِطنَةُ وَالفَهمُ وَالحِفظُ وَالعِلمُ ، وبِالعَقلِ يَكمُلُ ، وهُوَ دَليلُهُ ومُبصِرُهُ ومِفتاحُ أمرِهِ .
امام صادق عليه السلام : ستونِ [وجودِ] انسان ، خِرد است ، و هوشمندى و فهم و حافظه و دانش ، از خِرد بر مى خيزد و با خِرد به كمال مى رسد و خِرد ، راه نماى او و بينش بخش او و كليدِ كارهاى اوست 
_
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :كُلُّ نَجدَةٍ تَحتاجُ إلى العَـقلِ .
امام على عليه السلام : هر شجاعتى نيازمند خرد است
_
عنه عليه السلام :العَقلُ أصلُ العِلمِ و داعِيَةُ الفَهمِ .
امام على عليه السلام : خرد، ريشه دانش و انگيزه فهم است
_
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :العَقلُ خَليلُ المُؤمِنِ .
امام على عليه السلام : خرد، دوست صميمى مؤمن است
_
عنه عليه السلام :لا يَغُشُّ العَقلُ مَنِ استَنصَحَهُ .
امام على عليه السلام : خرد، به كسى كه از او راهنمايى بخواهد خيانت نمى كند
_
الإمامُ الرِّضا عليه السلام :صَديقُ كُلِّ امرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهُ .
امام رضا عليه السلام : دوست هر آدمى، خرد اوست و دشمن او بى خردى اش
_
الإمامُ عليٌّ عليه السلام :لا دِينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ .
امام على عليه السلام : كسى كه خرد ندارد، دين ندارد
_
عنه عليه السلام :ما آمَنَ المُؤمِنُ حَتّى عَقَلَ .
امام على عليه السلام : مؤمن ايمان نياورْد مگر آن گاه كه خرد ورزيد
_


گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
جمعه 21 دی 1397

 


برچسب‌ها: <-TagName->


ارسال توسط ابوالقاسم کریمی
آخرین مطالب

اسلایدر